يهودي اسپانيايي در حدود 1302؟ (از لاتيني؟) بهعبري ترجمه كردند، يشوع شتيبه (يا خَطوه) در اواخر سدهٴ چهاردهم، بار ديگر آن را از عربي به عبري ترجمه كرد.
اين يك توصيهنامهٴ پزشكي است كه در حدود 1190، براي بيمار ناشناسي در اسكندريه نوشته شده است. مقدمهٴ آن علايم باليني را توصيف ميكند. خود كتاب در 13 فصل است و از برنامهٴ غذا و آب و هوا به طور كلي، وسپس از غذا و شرايط اقليمي مناسب براي بيمار آسمي گفتگو ميكند. بحث دربارهٴ آبوهوا وغذاي كشورهاي مختلف، مخصوصاً مصر.
14ـ مقالة في البواسير. به عبري و اسپانيايي ترجمه شده است.
دستور غذايي است كه براي بيمار ناشناسي در يك زمان نامعلوم، تأليف شده است. قسمتي از آن از آثار رازي، ابنسينا، و ابن وافد اقتباس شده، ولي بيشتر حاصل تجارب خود اوست. اين كتاب در 7 فصل است، و موٴلف بواسير را ناشي از سأهاضمه، مخصوصاً يبوست ميداند، و غذاي سبك را توصيه ميكند، كه بيشتر داراي مواد گياهي باشد. او خطر فصد و جراحي را خاطرنشان ميكند، و آن را جز در موارد خطير لازم نميداند.
15ـ مقالة فيالجماع به نام مظفر اول ايوبي سلطان حماه (1187 ـ 1191)، برادرزادهٴ صلاحالدين، تأليف شده است. متن كوتاهتري دربارهٴ همين موضوع ممكن است خلاصهٴ اين مقاله باشد. زرحيهبن اسحاق بن شلتيل آن را بهعبري ترجمه كرد (روم 1277؟)، و ترجمهٴ ناشناس ديگري به زبان عبري از آن در دست است.
متن مفصل در 19 فصل است و از طبايع جنسي مختلف، فايدهها و زيانهاي جماع، رياضت، دواهاي افزاينده و كاهندهٴ قوهٴ باه، مواد مخدر و غيره بحث ميكند. از ابنسينا و ابنزهر نقل شده است.
16ـ مناجات طبيب منسوب به ابنميمون اقدام مهمي در زمينهٴ وظيفهشناسي پزشكي است.
لحن و روح آن از ابنميمون است، با اين حال صحت اين انتساب ثابت نشده است.
16ـ الف ـ ساير آثار منحول ــ آثار طبي ديگري هم به او نسبت داده شده، كه اغلبشان به عبري است. معروفترين آنها
كتاب الادويه به زبان عربي، و كتاب الاسباب والعلامات1 به عربي است.
گرچه آثار طبي ابنميمون در مصر كمتر معروف است، شهرت او در مقام يك درمانگر بزرگ بر اثر خرافهٴ غريبي پايدار مانده است. فقيرترين بيماران يهودي قاهره را به كنيسهٴ رابي موسي بن ميمون ميبرند تا شبي را در يك حجرهٴ زيرزميني بگذرانند. بيشك، اين ادامهٴ مراسم مصري و يوناني دخيلبستن است.